أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

34

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

و چون رشيد مرد در بغداد با محمد امين پسر زبيده بيعت كردند و بخلافت نشست و طولى نكشيد كه بر اثر نقشه حزب عربى مسلط بر او و برادرش عبد اللَّه مأمون را از وليعهدى روم خلع كرد با اينكه رشيد عهدنامه جانشينى درجه دوم او را در حضور همه سران كشور اسلامى در مكه تنظيم كرده بود و نسخه‌اى از آن را هم در آنجا سپرده بود و خاور زمين را از خراسان تا همدان قلمرو فرمانگذارى او مقرر ساخته بود . و چون خبر خلع بمأمون رسيد پريشان شد و سران خراسان بدعوت حسن بن سهل و فضل برادرش او را دلدارى دادند و يارى او را بر گردن نهادند و قشونى به سردارى طاهر بن حسين براى جلوگيرى از يورش امين به خراسان پيش فرستادند و تا نزديك رى تاخت و فرمانده قشون امين كه براى تصرف قلمرو مأمون از بغداد تا آن حدود پيش رفته و به او گزارش شد كه طاهر در رى بر سر راه او است . او را به چيزى نميشمرد ولى در نبرد طاهر پيروز شد و قشون امين گريخت و سردارش على بن عيسى كشته شد و قشون طاهر تا بغداد تاخت و پس از محاصره طولانى امين كشته شد و مأمون پس از او خليفه همه كشور پهناور اسلامى شد و فضل بن سهل وزير او گرديد و بر كارها مسلط شد تا آنجا كه بگفتهء مسعودى در ص 5 ج 4 مروج نامبرده براى خريد يك كنيز جلو او را بست و مانع او شد و مأمون كينهء او را در سينه گرفت و او را كشت و بقولى كسانى را وادار كرد كه او را كشتند . در دههء آخر قرن دوم اسلامى كه دوران حكومت مطلقه مأمون بود ابن طباطبا يكى از نواده‌هاى امام حسن مجتبى عليه السّلام بكمك ابى السرايا در عراق شورش كرد و محمد بن سليمان نواده ديگر آن حضرت در مدينه شورش كرد و على بن محمد نوادهء امام سجاد عليه السّلام در بصره شوريد و ابراهيم بن موسى نوادهء ديگر آن حضرت در يمن شوريد و نوادهء ديگرش محمد بن جعفر در حجاز و خود را امير المؤمنين ناميد و ديباج لقب گرفت و پس از على عليه السّلام كسى از آل محمد جز او اين لقب را نپذيرفت . اين شورشها خود يكى از نشانهء انتشار تشيع در همه نواحى حكومت مأمون